تولد دوباره



به نام دوست که هرچه داریم از اوست

از آن زمانی که سرویس پرشین بلاگ هک شد. هیچ مطلبی برای وبلاگ ننوشته ام. از زمانی که وبلاگ رفت، شعر هم رفت. من هم رفتم. روزها هم رفتند. مدتی اصلا نمی دانستم که دوباره پرشین بلاگ را با پسوند .ir  راه اندازی کرده اند. اما حالا که همه چیز را می دانم. دیگر انگیزه ای روزهای اولیه را ندارم. نمی دانم چه کار کنم.

سال نو را به شما تبریک می گویم

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
خودم

سلام. سال خوبی برای همه آرزو می کنم

هادی

دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره ات طلاست! یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم!با من ازدواج میکنی؟! اشک گفت:ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟ تو چقدر ساده ای؛خوش خیال کاغذی! توی ازدواج ما تو مچاله میشوی! چرک میشوی و تکه ای زباله میشوی! پس برو و بی خیال باش،عاشقی کجاست؟ تو فقط دستمال باش! دستمال کاغذی دلش شکست،گوشه ای کنار جعبه اش نشست! گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد در تن سپید و نازکش دوید خون درد! آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد! او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و آن نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال؛ پاک بود و عاشق و زلال! او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت! چونکه در دلش خودش ، دانه های اشک کاشت!

آقای سفیر

با سلام دوباره برگشتم . دير يا زود نمي دانم اما الان در وبلاگ چيزهايي مي نويسم . ارادتمند سالهاي دور آقاي سفير

رضا

سلام وبلاگ آخرين اخبار و جاذبه هاي توريستي شهرستانهاي رويايي بروز شد مشتاق ديدار موفق و مويد[گل]