زندان

 

به نام خدا

به گمانم 22 فروردین 89 باشد!

مدتی است که می‌خواهم بنویسم، اما نمی‌توانم. دیروز وقتی درباره‌ی علت‌اش می‌اندیشیدم، چیزی برایم مکشوف شد: اسارت

سالِ گذشته خیلی درباره‌ی زندان، زندانی، انفرادی و کهریزک شنیدیم،

روح ام گرفتار کهریزکِ وسوسه‌ها و عادت‌هاست!

انفرادی:

سطحی از زمین به مساحتِ چند متر مربع +

4 دیوار که آن سطح و تو را هم‌زمان احاطه کرده‌اند +

سقفی سوار بر دیوارها که از بالا نگاهت می‌کند

در انفرادی همه‌ی حواسِ مادیِ تو زندانی‌اند. بدنت: که نمی‌تواند از دیوارها عبور کند، گوش‌ات: که چیزی نمی‌شنود و چشم‌ات: که چیزی نمی‌بیند.

اما هنوز بخشی از وجودت هست که می‌تواند آزاد باشد: اندیشه ات! با اندیشه‌ات می‌توانی به دورترین نقاط دنیا و به غریب‌ترین زیبایی‌ها و شگفتی‌ها سفر کنی، اگرچه تو را زندانی کرده باشند.

البته زندانهای مادی همه‌گی انفرادی نیستند: ممکن است زندانِ چشم و گوش‌اَت بزرگ‌تر از زندانِ بدنِ مادی‌ات باشد.

و صد البته همه زندانها مادی نیستند! ممکن است بَدَن‌اَت و چشم و گوش‌ات آزاد باشند، و تو همچنان دربند!

وقتی که اندیشه‌ات و روح‌ات گرفتار و دربند باشند، چه سود که جسمت به هر طرف که بخواهد برود و گوش‌ات هرچه بخواهد بشنود و چشم‌ات ببیند؟  که اندیشه‌ات در حصارهای سترگی از تکرارها و بندها و عادت‌ها اسیر است و آنها مجالِ حرکت و جنبش را از تو سلب کرده‌اند. به کجا می‌توانی بروی؟ کجا را داری که بروی؟

در این شرایط است که دیگر نه شعری، نه نوشته‌ای، نه غزلی و نه سخن عاشقانه‌ای از تو تراوش نخواهد کرد که:

 از کوزه برون همان تراود که در اوست.

 

/ 11 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آهوخانوم

چه بنویسم، که در طومار و در دفتر، نمی‌گنجد

نیلوفر

سلام کاملا موافقم اقا یوسف . خداکنه هیچ وقت اندیشه ایی گرفتار و دربند نباشه که البته نمیشه

زهره

ممنون كه بهم سر زدي. منم از دريا وفا خواستم اما اونم سراب بود!!! همه آدم ها دربند آفريده شدن آزادي مطلق مال خداست و ما با اومدن به اين دنيا به اسارت محكوم شديم...

زینب مرتضایی

درختان سبز را زندان نابود نمی کند اندیشه های سبز درختان سبز بالاخره دیوارهای زندان را می شکنند

علی (سایه بون)

سلام دوست عزیزم. سپاسگذارم که قدم به سایه بون بنده گذاشتید . نوشته هاتون رو خوندم . خیلی عالی بود . موفق باشی. منتظر حضور مجددتون هستم . یا علی

زهره

آپم[لبخند] خوشحال می شم بهم سر بزنی[گل]

نشر قو

نشر قو با کتاب های زیر در نمایشگاه کتاب تهران شرکت کرده است. حضور شما را در غرفه نشر قو گرامی می داریم. سالن شبستان، راهرو 33 غرفه 27. لطفا حرکت کنید (مجموعه شعر) مهدی تقی نژاد قلندر و قلعه (رمان) سید یحیی یثربی ادبیات کودکان و نوجوانان محمد گودرزی دهروزی ساحل رویاهای من (رمان) سرجیو بامباران درخت زیبای من (رمان) خوزه مائوروده واسکونسلوس زندگی حسین احمدی

زهره

داستانم تا چند قسمت پيش رفته.به خوندنش دعوتت مي كنم

سارا

نه دوست خوب.اندیشه ها هیچ وقت تباه نمی شوند. اندیشه ها هستندکه مجال حرکت را به ما می دهند.